قیمت گذاری انتقالات داخلی

قیمت گذاری انتقالات داخلی

انتقال کالاها و خدمات بین قسمت های مختلف یک واحد انتفاعی بزرگ که به شکل غیرمتمرکز اداره می شود، از دیدگاه حسابداری نوعی رویداد یا مبادله محسوب می گردد که باید در سوابق و مدارک حسابداری انعکاس یابد.

ارزشی را که به اینگونه مبادلات و رویدادها تخصیص می یابد، اصطلاحا قیمت انتقالی می نامند و به فرآیند تخصیص ارزش، قیمت گذاری انتقالات داخلی بین قسمت های یک واحد انتفاعی گفته می شود.

 از آنجاکه اینگونه مبادلات در داخل سازمان رخ می دهد و به شدت بر ارزیابی عملکرد مدیران  بخش های مختلف سازمان ها و تعیین میزان مالیات برای کشورها اثر می گذارد، از اهمیت بالایی برخوردار است و ارزش گذاری آنها باید با بصیرت کافی انجام گیرد.

مراکز مسئولیت جهت ارزیابی عملکرد:

مرکز هزینه: مرکز هزینه به قسمت یا واحدی از سازمان گفته می شود که مدیر آن تنها در قبال هزینه هایی که در محدوده آن قسمت یا آن واحد واقع می شود و بر آن کنترل دارد، جوابگو است.

مرکز سود: مرکز سود به واحد یا قسمتی از سازمان اطلاق می شود که مدیر آن مسئولیت هم هزینه ها و هم درآمدهای آن را عهده دار است.

مرکز سرمایه گذاری: مرکز سرمایه گذاری به واحد یا قسمتی از سازمان گفته می شود که مدیر آن در قبال بازده سرمایه بکار رفته در آن، مسئولیت دارد.

حسابدارى سنجش مسئوليت:

حسابدارى سنجش مسئوليت بر اين موضوع تاکيد دارد که افراد درون سازمان بايد درقبال عملکرد خود وعملکرد اشخاص تحت سرپرستى خويش جوابگو و مسئول باشند.

مديران در قبال عملياتى که در حوزه سازمانى آنان انجام مى گيرد و بر آن کنترل دارند، جوابگو هستند.

مديران در دستيابى به هدفها ومقاصد تعيين شده براى واحدهاى تحت سرپرستيشان کوشش مى کنند.

مديران در تدوين هدفهايى که از طريق آنها عملکردشان اندازه گيرى مى شود، مشارکت دارند.

هدفهاى تدوين شده به گونه اى است که از طريق عملکرد موثر و کارآمد، قابل حصول است.

گزارشهاى عملکرد به موقع تهيه و ارائه مى شود.

نقش حسابدارى سنجش مسئوليت در ساختار پاداش دهى شرکت آشکارا مشخص است.

معیارهای انتخاب مبنای قیمت گذاری:

پیشبرد سازگاری و همسویی هدفها: این همسویی و سازگاری هنگامی وجود دارد که هدفهای اشخاص و گروههای درون سازمانی با هدفهای سازمان به طور کلی که مدنظر مدیریت سطح بالای سازمان است، هماهنگ باشد.

پیشبرد کوششهای مدیران در جهت دستیابی به هدفها: مدیران قسمتهای مختلف ضمن توجه به هدفهای قسمتهای تحت مدیریت خویش لازم است کوشش های خود را چنان جهت دهند که هدفهای کلی شرکت نیز تأمین شود.

اگر مدیریت خواهان گسترش تمرکز زدایی به مقیاس وسیع در سطح سازمان است، هدف سوم عبارت است از:

پیشبرد استقلال قسمتها: یعنی گسترش آزادی عمل مدیران قسمتها و واحدها در تصمیم گیریها.

باید های سیستم قیمت گذاری داخلی:

تضاد منافع مدیران هریک از قسمتها و منافع کلی شرکت را برطرف و انگیزه لازم برای افزایش کارایی مدیران قسمتها را همسو با هدفهای سودآوری شرکت، فراهم کند.

مدیران قسمتها را تشویق کند تا ضمن پیگیری هدفهای قسمت تحت سرپرستی خود، منافع و مصالح کلی شرکت را همواره ملحوظ دارند.

بین قسمتها و واحدهای مختلف شرکت هماهنگی لازم را ایجاد کند.

با سیستم ارزیابی عملکرد قسمتهای مختلف شرکت سازگاری و هماهنگی داشته باشد.

امکان ارزیابی عملکرد قسمتها را از لحاظ میزان تأثیر سودآوری هر یک از قسمتها بر سودآوری کلی شرکت به گونه ای منطقی فراهم آورد.

استقلال مدیران قسمتها را حفظ کند و به کلیت شرکت به عنوان یک سازمان غیر متمرکز لطمه ای وارد نسازد.

به قسمتهای مختلف امکان دهد که سودی متناسب با فعالیتها و وظایفی که انجام می دهند، تحصیل کنند.

به سهولت قابل اجرا باشد و الزامات قانونی و ضرورتهای گزارشگری مالی را تأمین کند.

 

روش های قیمت گذاری انتقالات داخلی:

قیمت بازار

بهای تمام شده

قیمت گذاری دوگانه انتقالات داخلی

توافقی

قیمت های اختیاری

سیاست قیمت گذاری انتقالات داخلی بر مبنای قیمت بازار:

دراین روش قیمت گذاری ، قیمت های انتقالی بین بخش های مختلف بر مبنای قیمت های جاری بازار تعیین میشود .

دراین دیدگاه چنین تصور می شود که قیمت بازار معیار عینی از ارزشی است که قیمت فروش پیشنهاد شده و پرداخت شده را نشان می دهد .

 اگر واحد فروشنده بطور کارآمد عمل کند ، باید با قیمت بازار قادر به کسب سود باشد .

 به همین ترتیب، واحد کارآمد خریدار نیز نباید با چنین قیمتی دچار مشکل شود زیرا این قیمتی است که در صورت عدم وجود واحد فروشنده داخلی می باید پرداخت می شد .

شروط تعیین قیمت انتقالی بر مبنای بازار:

برای محصول واسطه ای بازار رقابتی کاملی وجود داشته باشد .

وابستگی متقابل بین واحد های فرعی به کمترین مقدار ممکن برسد .

 برای کل شرکت از نظر خرید یا فروش دربازار خارجی ( بجای انجام دادن معاملات داخلی )هیچ نوع هزینه یا منفعت اضافی وجود نداشته باشد.

محدودیت های قیمت های انتقالی بر مبنای بازار:

اقلام انتقالی میتواند کالاهایی را شامل شوند که هیچ مشابه خارجی برای آنها وجود ندارد. بنابراین قیمت بازار نمی تواند معیار مناسبی به حساب آید .

قیمت بازار بدلیل وجود مخارجی مثل مطالبات سوخت شده ، بسته بندی ، تبلیغات و حمل و نقل کاملاً مناسب نیست.

مشکلاتی ممکن است هنگامی که بازار در حال رکود است درتعیین قیمت اقلام انتقالی به وجود آید( قیمت اسفناک ).

قیمت گذاری انتقالات داخلی بر مبنای  بهای تمام شده:

هنگامی که برای محصولات نیمه ساخته و انتقالی، بازار بیرونی وجود ندارد یا اطلاعات مرتبط با قیمتهای بازار به سهولت در دسترس نیست، واحدهای انتفاعی می توانند برای قیمت گذاری انتقالات داخلی خود از هزینه ها (یا بهای تمام شده) به عنوان مبنا استفاده کنند.

 علاوه براین، در شرکتهایی که حجم انتقالات داخلی زیاد نیست به ویژه شرکتهایی که به شکل متمرکز اداره می شوند، قیمت گذاری انتقالات داخلی بر مبنایی غیر از هزینه یا بهای تمام شده، مقرون به صرفه نیست.

قیمت انتقالی برابر است با: هزینه تفاضلی یا افزایشی (که اغلب موارد تقریباً برابر با هزینه های متغیر است)، به اضافه هزینه فرصتی (که به دلیل انتخاب یک راه حل و در نتیجه فدا کردن راه حل دیگر ) واحد انتفاعی از دست می دهد.

حداکثر قیمت نباید از حداقل قیمت بازار بیشتر باشد ، که در اینصورت واحد خریدار می تواند کالا یا خدمات را از خارج تهیه کند که با توجه به ساختار سازمانی تمرکز زدایی هیچ گونه مانعی برسر واحد فرعی خریدار وجود ندارد .

 حداقل قیمت نباید از مجموع هزینه های صرف شده برای کالا و خدمات توسط واحد فروشنده به اضافه هزینه فرصت استفاده از امکانات کمتر باشد .که در اینصورت انگیزه کافی برای تولید برای واحد فرعی تولید کننده کالای واسطه ای به وجود نمی آید .

تأثیر هزینه فرصتی که از دست می رود بر تصمیم گیری راجع به انتقالات داخلی:

از دیدگاه شرکت: از نقطه نظر شرکت، اگر هزینه های تفاضلی ساخت و انتقال قطعه به داخل به اضافه حاشیه فروشی که از فروش قطعه به بیرون از دست می رود، کمتر از قیمت خرید قطعه موردنظر از بیرون باشد، انتقال باید انجام گیرد.

از دیدگاه قسمت فروشنده: حداقل قیمتی که قسمت فروشنده مایل به فروش قطعه موردنظر است، برابر است با هزینه های تفاضلی ساخت آن قطعه به اضافه حاشیه فروشی که از فروش قطعه به بیرون، از دست  می رود.

 از دیدگاه قسمت خریدار: حداکثر قیمتی که خریدار مایل به قطعه موردنظر است، قیمت خرید آن از بازار بیرونی است.

در نتیجه، به عنوان یک رویه کلی، قاعده اقتصادی برای قیمت گذاری انتقالات داخلی را می توان به شرح زیر اجرا کرد:

هنگامی که فروشنده زیر ظرفیت در دسترس فعالیت می کند، انتقالات داخلی باید به هزینه تفاضلی (نوعاً هزینه های متغیر) قیمت گذاری شود.

هنگامی که فروشنده در سطح ظرفیت در دسترس فعالیت می کند، انتقالات داخلی باید به هزینه تقاضلی به اضافه هزینه فرصتی که بواسطه انتقال از دست می رود، قیمت گذاری شود.

چه قیمتی برای این انتقال مناسب است؟

 بخش تولید باطری تولید کننده باطری های استاندارد 12 ولت است .

ظرفیت تولید                              300000 واحد

نرخ فروش هر باطری                400000 ریال (به مشتریان )

بهای متغیر هر باطری                  180000 ریال

سربار ثابت هر باطری                   70000 ریال ( در ظرفیت 300000 واحد )

در حال حاضر بخش تولید باطری 300000 واحد باطری ها تولید شده را با نرخ 400000 ریال به مشتریان خود می فروشد.

بخش مونتاژ می تواند 100000 واحد از این باطری ها را در یکی از مدلهای خودرو استفاده کند.

قیمت انتقالی = هزینه تفاضلی ( هزینه های متغیر )

 + هزینه فرصت ( حاشیه از دست رفته با توقف فروش به مشتریان )

قیمت انتقالی = 220000+180000

قیمت انتقالی = 400000 ریال ( هر باطری )

بخش مونتاژ قادر به خرید 100000 باطری از فروشندگان خارجی به بهایی کمتر از 400000 ریال است……….انتقال انجام نمی شود

بخش مونتاژ قادر به خرید 100000 باطری از فروشندگان خارجی به بهایی بیشتر از 400000 ریال است……….انتقال انجام می شود

بخش تولید باطری تولید کننده باطری های استاندارد 12 ولت است .

ظرفیت تولید                             300000 واحد

نرخ فروش هر باطری                400000 ریال (به مشتریان )

بهای متغیر هر باطری                180000 ریال

سربار ثابت هر باطری                  70000 ریال ( در ظرفیت 300000 واحد )

در حال حاضر بخش تولید باطری 200000 واحد باطری ها تولید شده را با نرخ 400000 ریال به مشتریان خود می فروشد.

بخش مونتاژ می تواند 100000 واحد از این باطری ها را در یکی از مدلهای خودرو استفاده کند. بهای جایگزینی این باطری ها 380000 ریال است .

قیمت انتقالی = هزینه تفاضلی ( هزینه های متغیر )

 + هزینه فرصت ( حاشیه از دست رفته با توقف فروش به مشتریان )

قیمت انتقالی = 0+180000(بهای متغیر هر واحد )

قیمت انتقالی = 180000

هنگام قرار گرفتن در شرایط وجود مازاد ظرفیت حداقل قیمت انتقالی برابر با بهای متغیر هر واحد و حداکثر قیمت انتقالی برابر با ارزش جایگزینی خواهد بود.

بنا بر این قیمت انتقالی کمتر از 180000 ریال و بیشتر از 380000 ریال نخواهد بود.

قیمت گذاری دوگانه انتقالات داخلی:

طراحی سیستم یگانه ای برای قیمت گذاری انتقالات داخلی که بتواند کلیه هدف های ناشی از قیمت گذاری نظیر هدف های کلی شرکت، همسویی این هدفها با هدفهای مدیران قسمت های مختلف شرکت، تسهیل در رعایت الزامات گزارشگری مالی، ارزیابی عملکرد قسمت های مختلف و نظایر آن را تواماً تأمین کند، وجود ندارد .

سیستم قیمت گذاری دوگانه انتقالات داخلی به منظور فراهم کردن سود متعارف برای قسمت فروشنده و لحاظ کردن فقط هزینه برای قسمت خریدار طراحی و بکار گرفته شود. به این معنا که قسمت خریدار با هزینه (بهای تمام شده) کالای انتقالی بدهکار و قسمت فروشنده بر اساس هزینه ها (بهای تمام شده) به اضافه درصدی سود بستانکار می شود. تفاوت این دو مبلغ مزبور در یک حساب خاص به شکل متمرکز گردآوری و ثبت می شود.

بکارگیری این سیستم باعث می شود تا اطلاعات مرتبط با هزینه ها (بهای تمام شده) برای قسمت خریدار بعدی حفظ و انتقالات داخلی از طریق فراهم کردن سود نسبت به هر انتقال برای قسمتهای فروشنده تشویق شود.

قیمت گذاری توافقی انتقالات داخلی:

یکی از راههای عملی برای قیمت گذاری انتقالات داخلی  به شکلی منطقی، فراهم کردن امکان مذاکره و توافق برای مدیران قسمتها پیرامون تعیین قیمت کالاها و خدماتی است که در داخل شرکت انتقال می یابد.

 در این شیوه قیمت گذاری، مدیران قسمت خریدار و قسمت فروشنده چنان عمل می کنند گویی مدیران دو شرکت مستقل از یکدیگرند و استراتژی مذاکره و توافق کمابیش مشابه وضعیتی است که در خصوص مذاکره و توافق با اشخاص بیرونی و بازار آزاد بکار می رود.

مهمترین مزیت این شیوه قیمت گذاری، حفظ و تداوم استقلال مدیران قسمتهاست. اما ایرادی که به این شیوه وارد می شود این است که مقدار زیادی از کوششهای مدیران ممکن است صرف فرآیند توافق و مذاکره شود و قیمت توافق شده نهایی و پی آمدهای بعدی آن از لحاظ ارزیابی عملکرد، ممکن است بیش از آنچه که بر این واقعیت متکی باشد که مهمترین چیز برای شرکت چیست، بر توانایی های مدیران در انجام مذاکره مبتنی باشد.

اشکال دیگر این روش علاوه بر وقت گیر بودن مذاکرات مربوط، لزوم تجدید نظرهای مکرر در قیمت های انتقالی است. همچنین پیروی از این روش ممکن است کوششهای مدیران را به جای پرداختن به منافع و مصالح کلی شرکت، به سمت فعالیتها و تصمیماتی سوق دهد که تنها بر نتایج عملیات قسمتها مؤثر است. نهایت اینکه مذاکره پیرامون دستیابی به توافق در مورد قیمت های انتقالی ممکن است ناموفق باشد و دخالت مدیریت سطح بالای شرکت را ضروری سازد یا انجام به استفاده از قیمتهای اختیاری منجر شود.

رویکرد هزینه ـ هزینه متغیر:

با استفاده از داده ها هزینه متغیر یک واحد اقلام انتقالی می تواند 360 ریال (فقط هزینه های متغیر تولید) یا 400 ریال (کل هزینه های متغیر ) باشد. تفاوت آنها در این است که آیا هزینه متغیر را به عنوان هزینه متغیر تولید در نظر بگیریم ، یا به عنوان کل هزینه متغیر ، حتی اگر از قیمت  400 ریال به عنوان قیمت اقلام انتقالی استفاده شود ، بازهم انگیزه کمی برای فُُروش ایجاد می کند. زیرا هزینه های ثابت با فروش اقلام در داخل شرکت کاهش نمی یابد و هیچ حاشیه فروشی برای پوشاندن هزینه های ثابت بوجود نمی آید. قیمت پایین اقلام انتقالی می تواند باعث عملکرد ضعیف مالی شود و در نتیجه ارزیابی عملکرد واحد فروشنده را ضعیف نشان دهد .

هزینه استاندارد یک واحد محصول :

مواد مستقیم              ُُ                                           200 ریال

دستمزد مستقیم                                                     60

سربار متغیر                                                           100

هزینه های متغیر توزیع و فروش                                   40

  کل هزینه های متغیر                                                             400

سربار ثابت                                                             90

هزینه های ثابت توزیع و فروش                                   30

  کل هزینه های ثابت                                              120

  کل هزینه ها                                                                       520

  سود ناخالص ( 50 درصد هزینه های متغیر)                                  200

قیمت فروش                                                                       720

  پیش بینی تولید سالانه محصول                                      700000 واحد

  پیش بینی فروش محصول به واحد های خارجی                    400000 واحد

  پیش بینی انتقالات داخلی                                             300000 واحد

ملاحظه می شود که هزینه کل استاندارد هر واحد 520 ریال است ، که با یک کاهش 120 ریالی در هر واحد منجر به تعیین اقلام انتقالی در سطح 400 ریال خواهد شد . اگر تمام فروشها و انتقالات همانگونه که پیش بینی شده روی دهد و هیچ انحرافی در هزینه های استاندارد به وجود نیاید ، گزارش عملکرد واحد فروشنده به شرح ذیل خواهد بود :

فروش ها :

     خارج از سازمان ( 400000 واحد  * 720)                        288000000ریال

     درون سازمان    ( 300000 واحد * 400 ریال)                  120000000

                                                                                                            408000000

هزینه ها :

کل هزینه های متغیر و ثابت ( 700000 واحد * 520 ریال)                      364000000 ریال

سود قبل از مالیات                                                                                                    44000000ریال

در صورتی که واحد فروشنده قادر به فروش تمام محصول خود به خارج از واحد تجاری باشد انگاه سود دوره 140000000 می شود :

فروش ( 700000 واحد * 720 ریال)                                   504000000      ریال

هزینه ها ( 700000 واحد * 520 ریال)                               364000  ریال

سود قبل ازمالیات                                                                                                 140000000  ریال

این اختلاف 96000000 ریالی می تواند ناشی از این موضوع باشد که 300000 واحد از محصول با کاهش 320 ریالی قیمت فروش در هر واحد روبرو ُشدند که در نتیجه باعث کاهش درآمد بعلت فروش درون سازمانی شد .

رویکرد هزینه هزینه یابی جذبی:

تعیین قیمت اقلام انتقالی برمبنای هزینه یابی جذبی  ( مواد مستقیم ، کارمستقیم ، و سربار متغیر و ثابت ) حداقل عایدی که برای واحد فروشنده به وجود می آورد برای پوشش هزینه های ثابت محصول کافی است . چنین قیمت گذاریی درآمدی معادل آنچه که اقلام به خارج از واحد تجاری فروخته شود ایجاد نمی کند ، ولی حاشیه سودی برای پوشش هزینه های تولیدی ایجاد می کند . هزینه ها جذبی یک واحد برابر با 450 ریال است ( مواد مستقیم : 200 ریال ، دستمزد مستقیم : 60 ریال، سربار متغیر : 100 ریال و سربار ثابت 90 ریال ) . صورت سود ( زیان ) واحد فرعی فروشنده با استفاده از هزینه یابی جذبی بعنوان مبنایی برای تعیین قیمت اقلام انتقالی به شرح زیر است :

فروش :

خارج از سازمان ( 400000 واحد * 720 ریال)             288000000 ریال

درون سازمان ( 300000 واحد * 450 ریال)                 135000000 ریال                                                                                                                                                        423000000  ریال

هزینه ها ( 700000 واحد * 520 ریال)                     ( 364000000 ) ریال

سود قبل از مالیات                                                                                59000000ریال

گرچه تعیین قیمت اقلام انتقالی بر مبنای هزینه یابی جذبی حاشیه سود مناسبی برای هزینه های واحد فروشنده ایجاد می کند ولی می تواند مشکلاتی را برای واحد خریدار و در نتیجه کل واحد تجاری سبب شود .

 قیمت گذاري انتقالی و مسئله جهانی وضع مالیات:

   متفاوت بودن نرخ مالیات در کشورهاي مختلف، موجب شده تا شرکت هاي زیادي در بیش از یک کشور به فعالیت بپردازند، تا از این طریق بتوانند سودشان را به کشورهایی با نرخ مالیات کمتر منتقل نمایند.

 این موضوع موجب کاهش درآمد مالیاتی در کشورهاي با نرخ مالیات زیاد می شود .

قانون قیمت گذاري انتقالی به عنوان ابزاري براي محدود کردن فرار مالیاتی از طریق دستکاري قیمت ها در معاملات بین کشورها از طریق بیشینه کردن سود مشمول مالیات در حوزه ها ي قضا یی با مالیات کم و کمینه کردن آنها در کشورها ي با مالیات بالا به کار میرود.

نتایج:

در شرایطی که مدیران بخش ها تلاش می کنند سود بخش خود را به حداکثر برسانند یک  قیمت انتقالی ایده ال به هر یک از انها امکان تصمیم گیری برای رسیدن به این هدف را می دهد و عملکرد مدیران را بالا می برد.

برای ایجاد امکان انتقال کالاها بین بخش ها از ارزشی که مبنای انتقال کالاها قرار گرفته باید در شرایطی استفاده شود که انها استقلال خود را حفظ کنند.

زمانی که بازار رقابتی کامل است قیمت گذاری انتقالی داخلی بر مبنای بازار عموما به عنوان بهترین مبنا است زیرا قیمت ها ی بازار به گونه ای بی طرفانه و بر اساس عوامل خارج از شرکت اندازه گیری می شوند .

زمانی که برای کالای نیمه ساخته بازار بیرونی وجود ندارد و حجم انتقالات داخلی زیاد نیست از روش قیمت گذاری بر مبنای بهای تمام شده استفاده می کنیم.

قیمت گذاری انتقالی به یکی از مهمترین موضوعات مالیاتی در مواجه با دنیای مدرن امروز تبدیل شده است .

ارتباط با ما


تیم مشاوره مدیریت – مشاوره روش ها تصمیم گیری چند معیاره –  تدریس دروس مدیریت – ترجمه مقاله های مدیریتی – تیم مشاوره مدیریت

تیم مشاوره مدیریت – مشاوره روش ها تصمیم گیری چند معیاره –  تدریس دروس مدیریت – ترجمه مقاله های مدیریتی – تیم مشاوره مدیریت

تیم مشاوره مدیریت – مشاوره روش ها تصمیم گیری چند معیاره –  تدریس دروس مدیریت – ترجمه مقاله های مدیریتی – تیم مشاوره مدیریت

تیم مشاوره مدیریت – مشاوره روش ها تصمیم گیری چند معیاره –  تدریس دروس مدیریت – ترجمه مقاله های مدیریتی – تیم مشاوره مدیریت

تیم مشاوره مدیریت – مشاوره روش ها تصمیم گیری چند معیاره –  تدریس دروس مدیریت – ترجمه مقاله های مدیریتی – تیم مشاوره مدیریت

ارتباط با ما – ارتباط با ما – ارتباط با ما – ارتباط با ما – ارتباط با ما – ارتباط با ما


تیم مشاوره مدیریت – مشاوره روش ها تصمیم گیری چند معیاره –  تدریس دروس مدیریت – ترجمه مقاله های مدیریتی – تیم مشاوره مدیریت

تیم مشاوره مدیریت – مشاوره روش ها تصمیم گیری چند معیاره –  تدریس دروس مدیریت – ترجمه مقاله های مدیریتی – تیم مشاوره مدیریت

تیم مشاوره مدیریت – مشاوره روش ها تصمیم گیری چند معیاره –  تدریس دروس مدیریت – ترجمه مقاله های مدیریتی – تیم مشاوره مدیریت

تیم مشاوره مدیریت – مشاوره روش ها تصمیم گیری چند معیاره –  تدریس دروس مدیریت – ترجمه مقاله های مدیریتی – تیم مشاوره مدیریت

نگارش مقاله – نگارش فصل چهار پایان نامه – مشاوره نحوه انجام پایان نامه – روش های تصمیم گیری چند شاخصه – استخراج مقاله از پایان نامه

همکاری در نگارش مقاله-همکاری در نگارش مقاله-همکاری در نگارش مقاله-همکاری در نگارش مقاله-همکاری در نگارش مقاله-همکاری در نگارش مقاله

ارتباط با ما – ارتباط با ما – ارتباط با ما – ارتباط با ما – ارتباط با ما – ارتباط با ما

همچنین شاید مطالب زیر مورد پسندتان باشد...

افزودن یک دیدگاه